خرید بک لینک
زمان :چهارمین روز رسیدن حدود هفت ماه پیش دل شکسته به مشهد رفتم و برگشتم به امام رضا گفتم همه میگن امام مهربانی هایی چرا برای من اینقدر نامهربون شدی؟ ماه ها گذشت روز رسیدن من و تو به هم روز ولادت امام رضا بود ... تمام شد ... من برای همیشه توی آغوش تو آرام گرفتم شروع شد ... عاشقانه ها شروع شد خنده های از ته دل شروع شد آرامش شروع شد پ.ن:از ته دل دعا میکنم خدا همچین عشقی به همه هدیه کنه + نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 14:41 توسط گل بهاری |

برچسب: میم,مثل, نویسنده: نیکا کوشکی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:20

امروز تولدمه

نمیشه گفت بهترین روز دنیاست

باید گفت یکی از بهترین روزهای دنیاست

باتو تمام این روزها بهترین اند

دوستت دارم ...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 11:47 توسط گل بهاری |

برچسب: خوشبختم, نویسنده: نیکا کوشکی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:20

رفیق من ای کسی که همیشه و همه جا گفته ام اگر خواهر هم داشتم شاید به اندازه تو دوستش نداشتم عمق این دوستی کجاست؟ که نگاه های من و تو تمام حرف هایمان را به هم میزند عمق این دوستی کجاست ؟ که اگر کسی مرابرای لحظه ای ناراحت کند تو تنها کسی هستی که بیچاره اش میکنی عمق این دوستی کجاست ؟ که وقتی غصه دا

برچسب: نویسنده: نیکا کوشکی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 23:05

این منم شبیه آخرین قاصدک ... قاصدکی که یک عمر در هوا آواره بود ودر دست باد به این طرف وآن طرف میرفت روی دست هیچ عابری نمی نشست که نکند با یک نفس به آسمان بدرقه اش کند تا اینکه خدا خواست و مرا روی دستان تو فرود آورد... این منم شبیه آخرین قاصدک همین قدر شکننده همین قدر رهااااا با تنی خسته از تمام

برچسب: نویسنده: نیکا کوشکی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 23:05

هیئتمون سه ساله شد ..

امشب موقع دیدن عکس کیک تولد هیئت هم خیلی ذوق کردم هم خیلی دلم گرفت هم دلم سوخت

ای کاش خدا توفیق فعالیت در هیئت را دوباره نصیبم کنه

و همچنین به اعضای جدید صبر فراواااان عطا کنه

رفقااااا اگه حضرت زهرا ( س)اجازه و توفیق بده پشتتون هستم همیشه

+ نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:12 توسط گل بهاری |

برچسب: نویسنده: نیکا کوشکی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 23:05

امشب چقدر بزرگ شدم وقتی اشک های تو را دیدم امشب چقدر بزرگ شدم وقتی پرسیدی (داری میری؟) و من هم بغلت کردم و پا به پای تو گریه کردم و گفتم اصلا من هیچ جا نمیرم همین جا میمونم امشب چقدر شکستم امشب چقدر مردم امشب که شب تا صبح بالای سرت نشستم و نگاهت کردم فهمیدم چقدر دوستت دارم امشب فهمیدم اگر رو

برچسب: نویسنده: نیکا کوشکی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 23:05

وقتی تو لبخند میزنی شرم گلا را میبینم تموم دنیا را میدم یه لحظه پیشت میشینم نمیدونم چه حسیه دنیا را از یاد میبرم وقتی نگاهم میکنی ثانیه ها را میخرم نفس دیگه نمیکشم وقتی هوای تو باشه به من نگو نگام نکن نمبتونم میگم باشه کاش امشب تمام نشود ... اولین قرار ما ... دوستت دارم ... آرامش یعنی لبخند تو

برچسب: نویسنده: نیکا کوشکی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 23:05

صفحه بندی